حامیان رئیسجمهور دونالد ترامپ علیرغم سوءاستفادههای مستند او از قدرت، تلاش لفظی خشونتآمیز برای واژگونی انتخابات ۲۰۲۰ و موارد متعدد ادعایی سوء رفتار جنسی، همچنان در کنار او ایستادهاند. برای کسانی که خارج از جنبش به اصطلاح آمریکا را دوباره بزرگ کنیم (MAGA) هستند، این امر مرموز است - با این حال یک مطالعه اخیر دلیل شگفتانگیز آن را آشکار میکند.
سه مطالعه که بین ۲۰۱۹ و ۲۰۲۲ انجام شد، صدها حامی ترامپ را بررسی کرد تا مشخص کند چگونه اطلاعات منفی درباره او را با برداشتهای مثبت خود تطبیق میدهند، طبق تحلیل اخیر منتشر شده در مجله روانشناسی اجتماعی و سیاسی. اولین مطالعه نشان داد که اکثریت از ۱۲۸ حامی ترامپ از باور کردن اتهامات سوء رفتار جنسی علیه او خودداری کردند و مدیریت او بر اقتصاد، شایستگی فرضی، سبک ارتباطی غیرعادی و وضعیت برونگرا تلقی شده او را ستودند؛ تقریباً یک سوم گفتند که آنقدر از سیاستهای او خوشحال بودند که میتوانستند رفتار شخصی او را نادیده بگیرند، در حالی که یک سوم دیگر به طور ضمنی نشان دادند که نسبت به گناه احتمالی او بیتفاوت هستند زیرا نسبت به نخبگانی مانند ترامپ بدبین هستند.
دو مطالعه دیگر روندهای مطالعه اصلی را تقویت کردند. یکی شامل ۱۷۳ شرکتکننده و دیگری شامل ۱۸۷ شرکتکننده بود و هر دو پس از جلسات دادگاه مرتبط با ترامپ انجام شدند: اولین استیضاح او، بر سر تلاش برای اجبار اوکراین به بیاعتبار کردن معاوں رئیسجمهور وقت جو بایدن، و احضار او پس از تلاش کودتای ۶ ژانویه. در مورد اول، حامیان ترامپ دوباره از پذیرش شواهدی که رئیسجمهور سعی کرد رئیسجمهور اوکراین ولودیمیر زلنسکی را مجبور به به دست آوردن اطلاعات ضد بایدن در ازای کمک نظامی کند، خودداری کردند؛ آنها به طور مشابه مدیریت ترامپ بر مسائل اقتصادی را ستودند، اگرچه ۱۵ درصد اعتراف کردند که حتی اگر ترامپ اوکراین را تحت فشار گذاشته باشد، برایشان اهمیتی ندارد. در مورد دوم، اکثریت (۶۰ درصد) به سادگی از پذیرش اینکه ترامپ در ۶ ژانویه سعی کرده انتخابات ۲۰۲۰ را واژگون کند، خودداری کردند، اگرچه محققان اشاره کردند که شرکتکنندگان این کار را با احساسات شدید و در حالی که ناراحتی از اتهامات را نشان میدادند، انجام دادند، که نشان میدهد آنها با واکنش روانشناختی به اطلاعات ناخوشایند برانگیخته شدند نه رد آرام واقعیتها.
همه مطالعات دریافتند که حامیان ترامپ از بیاعتقادی، تفکیکسازی و همارزی کاذب استفاده میکنند - تا تنش ذهنی بین دیدگاههای مثبت و گزارشهای منفی درباره ترامپ را حل کنند. آنها همچنین به منافع اقتصادی خود به عنوان توجیهی برای نادیده گرفتن رفتاری که ممکن است در غیر این صورت علناً محکوم کنند، روی میآورند.
"من با تجربیات زندگی واقعی انگیزه گرفتم. من از حمایت و تحسین مداومی که حامیان دونالد ترامپ برای او دارند، علیرغم اتهامات بسیاری مبنی بر اینکه او در تجاوز جنسی، فساد و سایر فعالیتهای غیراخلاقی و غیرقانونی شرکت کرده است، گیج و سردرگم شده بودم. میخواستم به آن حامیان فرصتی بدهم تا با کلمات خودشان توضیح دهند چرا از او حمایت میکنند،" سیندی هارمون-جونز، نویسنده مطالعه و مدرس ارشد در دانشکده روانشناسی دانشگاه وسترن سیدنی، در مصاحبهای با اریک دبلیو دولان از PsyPost درباره مطالعه خود گفت.
"همچنین میخواستم از دیدگاه ناهماهنگی شناختی به درک پاسخهای آنها بپردازم. نظریه ناهماهنگی شناختی پیشنهاد میکند که وقتی مردم باورهایی دارند که در تضاد هستند، به این معنی که هر دو ایده نمیتوانند به طور همزمان درست باشند، احساس ناراحتی میکنند. این ناراحتی آنها را برمیانگیزد تا کار شناختی انجام دهند تا باورهای خود را نزدیکتر به همسویی بیاورند. من علاقهمند بودم که بدانم چگونه مردم حمایت خود از ترامپ را زمانی که از اتهامات علیه او یادآوری میشوند، توجیه میکنند."
او همچنین اشاره کرد که (الف) مطالعات این مفهوم را تقویت میکنند که حامیان ترامپ درگیر ناهماهنگی شناختی هستند و (ب) مشخص نیست که آیا این روند فقط در مورد ترامپ یا سایر رؤسای جمهور محبوب اعمال میشود.
"برخی ممکن است فکر کنند که این یافتهها به دلیل ناهماهنگی نیست و شرکتکنندگان به سادگی اطلاعات را باور نکردند،" هارمون-جونز به دولان گفت. "با این حال، در مطالعه ۳ از مردم پرسیده شد که آیا اطلاعات درباره اتهامات سوء رفتار ترامپ با باورهایشان تضاد داشت و اگر چنین است، چقدر از این اطلاعات ناراحت بودند. هرچه بیشتر میگفتند ناراحت هستند، احتمال بیشتری داشت که بگویند اتهامات را باور نمیکنند. ما این را به این معنی تفسیر کردیم که آن شرکتکنندگان ناهماهنگی را تجربه میکردند و نه فقط به طور خونسرد اطلاعات را باور نمیکردند."
هارمون-جونز همچنین به دولان گفت که "یافتههای ما فقط در مورد حامیان دونالد ترامپ اعمال میشود. با این حال، ما نمیدانیم که آیا این مورد است یا خیر. آیا حامیان باراک اوباما یا بیل کلینتون اگر از اتهامات مشابه علیه آنها مطلع شوند، به طور مشابه واکنش نشان میدهند؟ این موضوع باید آزمایش شود."
تحقیقات علمی همچنین انگیزه دیگری برای حامیان ترامپ برای حمایت از او پیدا میکند: چون وقتی او به عنوان "برنده" درک میشود، احساس خوبی دارند. اوایل این ماه مطالعهای توسط محققان دبورا جی. وو، کایل اف. لاو، استیلیانوس سیروپولوس و سیلویا پی. پری در مجله پیشرفتهای روانشناسی نشان داد که سلامت روانی ارتباط نزدیکی با باور به اینکه دولت ارزشهای شما را به اشتراک میگذارد، دارد.
"در تمام پنج موج هفتگی (فوریه تا مارس ۲۰۲۵)، جمهوریخواهان رضایت و شادی بیشتری نسبت به دموکراتها گزارش دادند،" نویسندگان توضیح دادند. به طور خاص آنها اشاره کردند که "جمهوریخواهان در طول زمان در رفاه افزایش یافتند، در حالی که دموکراتها هم تغییر خطی و هم تغییر درجه دوم نشان دادند، زیرا کاهش اولیه در رفاه با افزایش رفاه دنبال شد."
این بدان معناست که در نهایت "همسویی با اقدامات دولت ممکن است آسایش روانی کوتاهمدت فراهم کند، در حالی که مخالفت - اگرچه برای تابآوری دموکراتیک حیاتی است - ممکن است هزینههای روانی داشته باشد." از این رو پس از دومین تحلیف ترامپ "در همه نقاط زمانی، جمهوریخواهان رضایت بیشتری از زندگی در طول هفته گذشته نسبت به دموکراتها گزارش دادند."


