سگان آکینیبوسان طراح محصول با تجربه در زمینههای Web3، فینتک و فناوریهای نوظهور است که تمرکز قوی بر ساخت محصولات مقیاسپذیر و کاربرمحور دارد که نتایج تجاری قابل اندازهگیری ارائه میدهند.
آکینیبوسان در حال حاضر به عنوان طراح ارشد محصول در Rvysion مشغول به کار است، جایی که او بیش از 8 محصول مشتری را در حوزههای فینتک، رسانه، لجستیک و زیرساخت رهبری و تحویل داده است. کار او طراحی محصول از ابتدا تا انتها را شامل میشود، از توسعه مفهوم در مراحل اولیه (0 ← 1) تا مقیاسبندی سیستمهای موجود. او با سازمانهای دیگری از جمله Lateral Frontiers، Idara، MyTechStory، Voxtell، AgRails، DreamVC، HoneyCoin و Creators Inc همکاری کرده است. به خاطر کارش، او به عنوان قهرمان فناوری جهانی در سال 2025 شناخته شد.

من کسی هستم که اپلیکیشنها و وبسایتها را آسان و سرگرمکننده میکنم.
تصور کنید یک جعبه اسباب بازی بزرگ دارید که همه چیز در آن قاطی شده است: ماشینها، عروسکها، لگو، مداد شمعی، همه در یک جا. پیدا کردن چیزی سخت است، درست است؟ من کسی هستم که میآید و میگوید: «بیایید این را درست کنیم.»
من متوجه میشوم که همه چیز باید کجا باشد تا پیدا کردنش آسان و دیدنش زیبا باشد. من چیزها را ساده میکنم تا مردم گیج نشوند و بتوانند بدون استرس از آنها استفاده کنند.
اما من فقط چیزها را خودم درست نمیکنم. من همچنین رهبر تیمی از افرادی هستم که به ساخت این اپلیکیشنها و وبسایتها کمک میکنند. بنابراین من کاپیتان تیم هستم و مطمئن میشوم که همه با هم کار میکنند تا چیز واقعاً خوبی بسازند. همچنین دوست دارم آنچه میدانم را به مردم یاد بدهم تا آنها هم بتوانند یاد بگیرند که چگونه چیزها را بهتر طراحی کنند.
اگر صادق باشم، آرزو میکنم زودتر میفهمیدم که انجام کار عالی کافی نیست؛ شما باید یاد بگیرید که چگونه درباره آن صحبت کنید که انگار اهمیت دارد. مردم متوجه کار خوب شما نمیشوند اگر در مورد آن ساکت بمانید.
من طراحان متوسطی را دیدهام که فرصتهای بهتری به دست آوردهاند چون میتوانستند به وضوح تفکر، تأثیر و اینکه چرا کارشان باعث پیشرفت شده را توضیح دهند. در همین حال، من کار محکمی انجام میدادم اما آن را مثل یک حراج تخفیفی کمفروشی میکردم.
کار شما خودش صحبت نمیکند. شما برای آن صحبت میکنید. قاببندی کار خود به عنوان نتایج، نه فقط خروجی، و نشان دادن «چرا» پشت تصمیماتتان. برای صحبت درباره کارتان به گونهای که مردم بخواهند گوش دهند، باید داستانسرایی و موقعیتیابی خود را بفهمید تا مردم حس واضحی از ارزشی که شما ارائه میدهید داشته باشند. و در نهایت، با اعتماد به نفس باشید.
فرصتها فقط به با استعدادترین فرد نمیرسد—به کسی میرسد که میتواند ارزش خود را واضح کند.
طراحی محصول قطعاً شغلی است که انتخاب کردم، اما از شیفتگی خالص شروع شد.
در آن زمان، من به عنوان یک استایلیست مد کار میکردم، جایی که از CorelDRAW برای ایجاد کالا برای برندها و هنرمندان استفاده میکردم. اما قرار گرفتن من در معرض طراحی خلاقانه بیشتر در مورد تفسیر آن در حس فیزیکی بود.
سپس طراحی محصول را کشف کردم؛ احساس میکردم که یک سطح جدید را باز کردهام. من شیفته شدم!
من کاملاً وارد شدم؛ یادگیری، آزمایش، ساخت. حدود سه ماه بعد، من قبلاً عمیقاً در آن بودم و دیگر احساس نمیکردم که این چیزی است که دارم امتحان میکنم و شروع به احساس کردم که این چیزی است که تعلق دارم به آن. به گذشته نگاه کنم، تصادفی نبود؛ یک تکامل بود. من فقط از طراحی برای بیان به طراحی برای تجربه حرکت کردم.
اگر در طراحی محصول نبودم، به احتمال زیاد هنوز در مد و سرگرمی بودم.
من در مورد میزان تأثیری که طراحی محصول امروز در فناوری دارد هیجانزده میشوم—اینکه به یک اسپرینت کامل به خودی خود تبدیل شود، تفکر محصول را شکل دهد و به نحوه درک مردم از ارزش خودتان به عنوان یک کسب و کار کمک کند. قبلاً، اگر به سادگی یک توسعهدهنده داشتید، خوب بودید. اما طراحی امروز خیلی در حال تکامل است.
دیگر فقط در مورد خوب به نظر رسیدن صفحات نیست؛ در مورد شکل دادن به نحوه کار محصولات، نحوه رشد کسب و کارها و نحوه تجربه مردم از فناوری به صورت روزانه است.
آن سطح از تأثیر هیجانانگیز است.
و سپس سرعت تغییر وجود دارد. با هوش مصنوعی، ابزارهای بدون کد و انتظارات کاربر که به سرعت در حال تکامل هستند، سقف فقط در حال حرکت است. این شما را مجبور میکند که به یادگیری، به انطباق ادامه دهید. شدید است، اما همچنین به این معنی است که کار هرگز خستهکننده نمیشود.
من میگویم سختترین قسمت کار همان سطح تأثیر است—همچنین یک بار است. دامنه کار ما در حال گسترش است، بنابراین کافی نیست بگویید «من آن را طراحی کردم»؛ شما همچنین مسئول نتایج هستید. اگر پذیرش محصول کم باشد، اگر کاربران گیج شوند، اگر محصول عملکرد خوبی نداشته باشد، شما عملکرد خوبی نداشتهاید.
همچنین عمل متعادلسازی مداوم وجود دارد: آنچه کاربران میخواهند در مقابل آنچه کسب و کار نیاز دارد؛ سرعت در مقابل کیفیت؛ و سادگی در مقابل عملکرد. و گاهی اوقات، شما کار درست را میدانید، اما محدودیتها، مانند زمان، مهندسی و ذینفعان، مصالحه را مجبور میکنند.
من لحظات زیادی داشتهام که فکر میکنم، «این بهترین نسخه این ایده نیست... اما این نسخهای است که ما میتوانیم الان ارسال کنیم.» این یک تنش واقعی و باری است که طراحان با استعداد اکنون حمل میکنند. طراحی محصول امروز به شما یک صندلی روی میز میدهد، اما همچنین انتظار دارد که شما هر روز آن صندلی را به دست آورید.
صادقانه بگویم، بیشتر طراحان سطح ابتدایی روی چیزهای اشتباه تمرکز میکنند. آنها در مورد ویژوالهای سطح Dribbble، UI کامل و انیمیشنهای مد روز وسواس دارند. در همین حال، افرادی که واقعاً استخدام میشوند کسانی هستند که میتوانند فکر کنند.
سعی نکنید مثل یک طراح به نظر برسید و شروع کنید مثل یک طراح فکر کردن. هیچ کس اهمیتی نمیدهد که شعاع دکمه شما 8px به جای 6px است. آنچه مهم است این است که آیا میتوانید یک مشکل را تجزیه کنید و تصمیمات خود را به نیازهای کاربر و اهداف تجاری متصل کنید.
یاد بگیرید که درباره کار خود ارتباط برقرار کنید مثل اینکه شغل شما به آن بستگی دارد، چون همینطور است. واضح و ساده باشید: مشکل چه بود، شما چه کاری انجام دادید و چه چیزی تغییر کرد؟ مردم در حال ارزیابی نحوه تفکر شما هستند، نه فقط آنچه ساختهاید.
روی محصولات واقعی کار کنید، همکاری کنید و با محدودیتها، بازخورد و موقعیتهای پیچیده مواجه شوید. اینجاست که رشد واقعی اتفاق میافتد. با ناراحتی احساس راحتی کنید. در ابتدا احساس خواهید کرد که نمیدانید چه کاری انجام میدهید. سؤال بپرسید، بازخورد بخواهید و کار را حتی زمانی که کامل نیست ارسال کنید.
یک مسیر انتخاب کنید، اما خودتان را در جعبه قرار ندهید. هدف این نیست که فقط برای همیشه یک طراح UI باشید. هدف این است که مشکلات را از ابتدا تا انتها در اختیار بگیرید. کمتر روی خوب به نظر رسیدن چیزها تمرکز کنید و بیشتر روی منطقی کردن چیزها.


